تبليغاتX
راست قامتان
     
  . .
سردارحاج قاسم سليماني

سردارحاج قاسم سليماني در مراسم معارفه فرمانده جديد‌ كل سپاه:

از فرماندهان سپاه همواره رايحه‌ شهادت استشمام مي‌كنيم

فرمانده جديد بوي شهيد باكري را مي‌دهد

  فرمانده نيروي قدس سپاه از مقام معظم رهبري به دليل "انتخاب فرماندهاني كه يادگاران دفاع مقدس هستند و بوي جهاد و شهادت مي‌دهند" تشكر كرد.

  به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) سردار سرتيپ پاسدار، قاسم سليماني طي سخناني در مراسم توديع و معارفه فرمانده‌ كل سپاه افزود:بخش عظيمي از فرماندهان سپاه محور اعتبار، عظمت و افتخار اين نيرو هستند و هميشه معنويت و افتخار از راس سپاه به بدنه و پس از آن به جامعه سرايت مي‌كند.

  وي ادامه داد:سپاه تنها نيرويي با اين حجم و ساختار در جهان است كه اين‌چنين در دل مردم محبوب است و 28 سال است كه اين محبوبيت را حفظ كرده است. سپاه در سه محور جهاد، سياسي و فرهنگي بنا شده است و ساختار آن كه از ابتكارات ارزشمند امام(ره) بوده است در هيچ كجاي دنيا همانند ندارد.

  وي ادامه داد: سردار صفوي يكي از كساني كه بوي شهدا از او به مشام مي‌رسيد از جمع فرماندهي سپاه مي‌رود و فرمانده جديدي كه بوي شهيد باكري از او به مشام مي‌رسد در فرماندهي قرار مي‌گيرد و ما خدا را شاكريم كه مقام معظم رهبري در انتخاب‌هاي خودشان طوري عمل مي‌كنند كه ما از فرماندهان سپاه همواره رايحه‌ شهادت استشمام مي‌كنيم.

  فرمانده نيروي قدس سپاه گفت:عزيز (سردار جعفري) همان‌طور كه رحيم(سردار صفوي) و محسن(رضايي) محبوب بودند، محبوب است و اين نام آشناي جبهه سوسنگرد كه در ايران غريب بود امروز براي همه آشناست.

+ نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 16:40  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
گشتي در سرزمين طلاي سياه و سفيد-2

گشتي در سرزمين طلاي سياه و سفيد

يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي جنوب

حسين زكريائي عزيزي

بخش دوم

اشاره : بخش نخست يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي جنوب را تحت عنوان « گشتي در سرزمين طلاي سياه و سفيد » را روز يكشنبه 11/6/1386 در همين صفحه جبهه و جنگ مطالعه فرموديد آنچه پيش روي شماست بخش دوم اين مطلب است كه از نظر شما مي گذرد.

پادگان دژ

  ساعت 13 به سمت پادگان دژ لشكر 92 اهواز حركت كرديم . پادگان دژ نيز از مكان هاي يادماني جنگ محسوب مي شود كه متاسفانه بخاطر نظامي بودن آن و استقرار يك تيپ لشكر 92 نمي تواند بعنوان يكي از مكان هاي مورد بازديد كاروانهاي راهيان نور قرار گيرد.

  و اما پادگان دژ در ايام دفاع مقدس . در سپيده دم روز  ۱۷/۷/۱۳۵۹ نيروهاي بعثي با اجراي آتش مستقيم تانك روي مواضع نيروهاي خودي و قرارگاه آنها (مسجد) سرانجام اين قرارگاه را تصرف كردند. در اين روز پادگان دژ نيز مورد هجوم قرار گرفت كه با دفاع نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي عراقي ها به عقب گريختند تا اينكه در مرحله سوم تجاوز عراق به خرمشهر از صبح روز 59 7 23 ارتش بعث براي بار دوم از سمت كوي طالقاني پادگان دژ و جاده كمربندي جنوب خيابان چهل متري و بندر وارد عمل شد و با پيشروي و استقرار در تعدادي از ساختمان هاي كوي طالقاني موفق گرديد مسير عبور ديگر نيروها به ضلع شمالي خرمشهر را هموار نمايد. سپس با سقوط پادگان دژ و تسلط دشمن بر جاده كمربندي قسمت اعظم ضلع شمالي شهر به اشغال درآمد.

  ناهار را مهمان فرمانده پادگان دژ بوديم و بعد از استراحتي كوتاه از دو سوله كنار پادگان كه به گفته دوستان همراه براي استقرار دانشجويان دانشگاه افسري كه هر ساله ارديبهشت ماه توسط هيئت معارف جنگ شهيد صياد براي توجيه مناطق عملياتي به خوزستان سفر مي كنند آماده مي شود ديدن كرديم و پس از آن به مقصد آبادان از داخل شهر خرمشهر گذشت . در حدود 500 متري پل خرمشهر در نزديكي مركز فرهنگي تنديس ناوچه اي از نيروي دريايي خاطرات مقاومت رزمندگان و تفنگداران نيروي دريايي در مقاومت خرمشهر را كه قبلا از بازماندگان و فرماندهان اين نيروي پاكباز و دريادل شنيدم و خواندم در ذهنم زنده كرد. و به اين مهم تاسف خوردم كه در اين چند سال هيچ صحبتي از اين عزيزان و ايثارگريهايشان به ميان نيامد. بعد از پل نيز در مقابل پايگاه دريايي خرمشهر ميداني تحت عنوان ميدان نيروي دريايي احداث شده است اما مطمئنم قطعا بچه هاي نسل سوم خرمشهر هم از مقاومت تفنگداران پايگاه دريايي خرمشهر هيچ نمي دانند. همه اين ها وظيفه ما و وظيفه قلم به دستان دفاع مقدس را سنگين و سنگين تر مي كند تا با گفت و گو و مصاحبه با رزمندگان اين مقاومت جانفشاني هاي آن ها را در تاريخ نگاشته و ثبت نمايند.

آبادان

  آبادان؛ شهر مقاومت و افتخار است . اين جمله اي است كه از زبان رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي جاري شد و بي ترديد همينگونه است .

همه آبادان با خود خاطرات بياد ماندني دارد. در مقابل پالايشگاه آبادان مسجدي است بنام رنگوريها كه براي ديدن اين مسجد توقف مي كنيم . اين مسجد در سال 1300 ه' ش ميلادي ساخته شده است و سبك معماري آن شبيه به معماري شبه قاره هند مي باشد و در پيشاني بنا نقش كنده وجود دارد كه با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز و با ذكر نام خلفاي راشدين در قاب چپ خاتمه مي يابد. اين مسجد مربوط به كارگران هندي و بنگلادشي ساكن در آبادان بوده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 9:23  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
گشتي در سرزمين طلاي سياه و سفيد-1

گشتي در سرزمين طلاي سياه و سفيد

يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي جنوب

بخش نخست

حسين زكريائي عزيزي

 

    مي گويند خرماپزان خوزستان است يعني در سخت ترين روزهاي خوزستان در گرماي طاقت فرساي 50 درجه روز پنج شنبه مورخه 11 مرداد ماه هشتاد و شش سفر به مناطق عملياتي جنوب جز و برنامه ما قرار گرفت . با تاخير 20 دقيقه اي پرواز راس ساعت 8 30 صبح هواپيماي ايران اير در باند فرودگاه اهواز به زمين نشست . درهاي توپولف روسي وقتي به روي مسافران تهران ـ اهواز باز شد شرجي هوا دويد توي فضاي خنك هواپيما. معاون گردشگري و معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان در سالن هواپيما براي استقبال به انتظار نشسته بودند با احوال پرسي مختصري خودمان را به ماشين هاي كولرداري كه پذيراي ما بودند رسانديم و بدون هيچ مقدمه اي با برنامه قبلي به سمت خرمشهر حركت نموديم . با همسفران هميشه همراه برادر آزاده عليرضا مقيمي ; دبير ستاد گردشگري جنگ سرهنگ بازنشسته سيدحسين ناصر طباطبايي حجت الاسلام

علي لقمانپور سرهنگ ستاد حيدري ; جانشين حفظ آثار دفاع مقدس نيروي زميني ارتش كه هر كدام خاطرات بيادماندني از اين سرزمين پرخاطره دارند بي ترديد سفر بيادماندني خواهد بود. و اما قبل از رسيدن به پادگان حميد كه اولين نقطه يادماني است كه مورد بازديد ما قرار خواهد گرفت تاريخ خوزستان را از ذهن گذراندم . اين استان به علت داشتن ذخاير غني نفت و موقعيت مهم خود تاريخ پرماجرايي را پشت سرگذاشته است . بطوريكه قواي بيگانه تا زمان وقوع انقلاب اسلامي سه بار اين استان را مورد تعرض قرار دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت 10:25  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
انتخاب فرمانده جديدسپاه

انتخاب فرمانده جديد سپاه

بالاخره پس از 10 سال حضورآقا رحيم بعنوان فرمانده كل سپاه حاج عزيز جاي اورا گرفت.اگرچه تغيير درفرماندهي سپاه خيلي غير منتظره بود ولي بايد به آقا از انتخاب آقا عزيز تبريك گفت چراكه يكي از فرماندهان قدر جنگ جايگزين فرمانده قدر ديگر شد.

واما پيام آقا به حاج عزيز:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

سردار سرتيپ پاسدار محمدعلي جعفري

با توجه به تجارب با ارزش و سابقه‌ي درخشان شما در دوران‌هاي گوناگون و در رده ها و مسووليت هاي متنوع سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، جنابعالي را با اعطاي درجه‌ي سرلشگري به فرماندهي اين سازمان انقلابي و خدمتگذار منصوب مي‌كنم.

انتظار دارم پيشرفت روز افزون و تحول آميز سپاه در همه‌ي ابعاد آن را در برنامه‌ي مديريت و فرماندهي خويش برجسته سازيد.

لازم مي دانم تقدير و سپاس خود را از خدمات ارزنده‌ي سردار سرلشگر صفوي ابراز نمايم.

توفيقات همه‌ي شما را از خداوند متعال مسالت مي نمايم.

سيدعلي خامنه اي

10 شهريور 1386

من هم مصاحبه اي  بمناسبت عمليات كربلاي 5  در مورخه24/9/1382 با ايشان داشتم كه همان ايام (16/10/1382) در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شدكه در زيز متن كامل آن از نظرتان مي گذرد.

سردارمحمدعلي جعفري جعفري :

ما در نبرد نامتقارن، با استفاده از تجربيات 8 سال دفاع مقدس موفقيت دشمن را به صفر مي رسانيم

گفت وگوي اختصاصي با سردار سرتيپ پاسدار محمدعلي جعفري , فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

گفتگو از : حسين زكريائي

اشاره : اگرچه در عمليات كربلاي چهار سرنوشت جنگ روشن نگرديد ولي در عمليات كربلاي پنج اين امر مهم و استراتژيك تحقق يافت و در اين عمليات رزمندگان با درهم شكستن مستحكم ترين خطوط دفاعي دشمن در منطقه شلمچه و انهدام قواي ورزيده عراق و حزب بعث , موقعيت برتر سياسي ـ نظامي ايران را كه با فتح فاو در عمليات والفجر هشت حاصل شده بود , در كربلاي پنج تثبيت كردند و زمينه خاتمه جنگ را از موضع برتري ايران , فراهم نمودند.

در سالگرد اين عمليات پيروزمند و غرور آفرين فرصت را غنيمت شمرده و با سردار سرتيپ پاسدار محمدعلي (عزيز) جعفري , فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در اين عمليات بعنوان فرمانده قرارگاه قدس سپاه نقش كليدي را ايفا نمود گفت وگويي ترتيب داديم كه از نظر شما علاقمندان به تاريخ پرمخاطره دفاع مقدس مي گذرانيم . اميد آنكه در نظر شما مقبول افتد.

در پايان جا دارد كه از روابط عمومي نيروي زميني سپاه به خصوص برادر بزرگوار سرهنگ پاسدار نيك نژاد كه در هماهنگي اين گفت وگو زحمات زيادي را متقبل شدند تشكر و قدرداني نمائيم .

 

سردار! با تشكر از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد تا در مورد يكي از مهمترين عمليات هاي سپاه در دوران هشت سال دفاع مقدس با عمليات سرنوشت ساز كربلاي پنج با حضرتعالي گفت وگويي داشته باشيم , بعنوان اولين سوال بفرمائيد با درنظر داشتن عدم موفقيت ما در عمليات كربلاي 4 و نرسيدن به اهداف از پيش تعيين شده در اين عمليات , هدف و استراتژي نظام براي اجراي عمليات بزرگ كربلاي پنج چه بود؟

بسم الله الرحمن الرحيم ـ عمليات كربلاي 4 و 5 از يكديگر قابل تفكيك نيستند. اين دو در واقع يك عمليات مي توانند باشند. چون عمليات كربلاي 5 و موفقيت رزمندگان در شكستن دژ مستحكم شلمچه مديون عمليات كربلاي 4 است و اگر عمليات كربلاي 4 نبود , امكان غافلگيري دشمن در عمليات كربلاي 5 وجود نداشت . رزمندگان اسلام در عمليات كربلاي 5 مستحكم ترين دژ دشمن را درهم شكستند و وارد شرق بصره شدند. چون بعد از عمليات خيبر , عملياتهاي گسترده و موفقي از طرف رزمندگان به مرحله اجرا درنيامده بود و لذا صدام شعار مي داد كه من در همه جبهه ها مي توانم جلوي حملات نيروهاي ايراني را بگيرم و آنها ديگر قادر نيستند عملياتهاي بزرگي انجام دهند , علاوه بر آن فاصله عملياتهاي موفق گذشته تا زمان برگزاري عمليات كربلاي 4 و 5 اين فرصت را هم در اختيار دشمن قرار داده بود تا بتواند با استفاده از موانع طبيعي و مصنوعي سد محكمي در مقابل رزمندگان ما ايجاد نموده و حدود خود را غيرقابل نفوذ نمايد. از طرف ديگر ما نيز بايد عمليات موفق و پيروزي را در سال 65 انجام دهيم , در چنين شرايطي عمليات كربلاي 5 انجام شد .

چون خطوط دشمن تا حدي غيرقابل نفوذ بود , اصل غافلگيري در اين عمليات براي ما مهم مي نمود , چون جبهه شلمچه عمود است بر رودخانه اروند فلذا دشمن از دو پهلو ما را زيرنظر داشت . در اينجاست كه نقش عمليات كربلاي 4 در پيروزي كربلاي 5 مشخص مي شود .

از ديد ما عمليات كربلاي 4 و 5 بهم پيوسته هستند , چون ما بعد از عمليات كربلاي 4 نيروهاي خود را عقب نكشيديم بلكه تاكتيك ما اين شد كه چون عمليات كربلاي 4 لو رفت و دشمن احساس مي كرد توانسته است ما را پس بزند. لذا پس از مدتي كه نيروهايش در آن منطقه درگير بودند آنها را به مرخصي فرستاد و بقيه نيروهايش را نيز عقب كشيد و ما هم به ظاهر نشان داديم كه داريم عقب نشيني مي كنيم و اينجا دشمن غافل شد و ما توانستيم از اين غفلت دشمن استفاده كرده و خط محكم شلمچه را بشكنيم و وارد عمليات شويم .

عمليات كربلاي 4 و 5 هم از لحاظ اجرا در يك منطقه بودند وهم به فاصله حدود 2 هفته از همديگر انجام شدند . استراتژي نظام هم با توجه به اينكه 5 ـ6 سال از جنگ گذشته بود و دشمن در سال 65 در اوج قدرت نظامي خود بود و هم از لحاظ پشتيباني و حمايت تسليحاتي حاميانش نيز در اوج بود و هم از لحاظ سلاحهاي شيميايي و گازهاي مختلف كه در جبهه هاي مورد استفاده قرار مي داد مخصوصا بمبارانهايي را كه به وسيله گازهاي سيانور انجام مي داد كه بر اثر آن نيروها در جا به شهادت مي رسيدند. در بعد هوايي هم دشمن هواپيماهاي دوربرد ميراژ و ميك 29 را در اختيار داشت كه بوسيله آنها مي توانست مراكز صنعتي و اقتصادي ما را مورد حمله قرار دهد و يا بوسيله موشكهاي دوربرد جنگ شهرها را به راه انداخته بود و اين اثرات شديد رواني را بر روي مردم ما گذاشته بود و سياستش اين بود كه با توجه به اينكه در جبهه ها نمي تواند در مقابل رزمندگان ما بايستد بيايد شهرها را بوسيله بمباران و موشكها مورد حمله قرار بدهد و فكر مي كرد مردم مي آيند و به مسئولان فشار مي آورند كه جنگ بايد تمام شود ضمن اينكه در چنين شرايطي بعضي از مسئولان هم معتقد بودند منابع اقتصادي كشور پاسخگوي ادامه جنگ نيست , در اين وضعيت ما نياز داشتيم يك عمليات موفقي را به انجام برسانيم تا بدين وسيله پيروز از جنگ بيرون برويم ضمن اينكه عمليات در شرق بصره بسيار تعيين كننده بود. در همين شرايط وقتي كه مي ديديم اگر خط شلمچه را بشكنيم و وارد شلمچه بشويم دشمن ديگر حرفي براي گفتن ندارد. دشمن چند سال بود كه شعار مي داد ايرانيها قادر نيستند خطوط مرا بشكنند و ما با اين عمليات حربه را از صدام گرفتيم البته ما مي دانستيم با توجه به استحكام خطوط پدافندي دشمن و محدوديت منطقه عملياتي خسارات زيادي را متحمل خواهيم شد و در چنين شرايطي عمليات كربلاي 5 انجام شد و سرانجام منجر به صدور قطعنامه 598 گرديد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت 10:42  توسط حسین زکریائی عزیزی  |