|
انتخاب فرمانده جديد سپاه
بالاخره پس از 10 سال حضورآقا رحيم بعنوان فرمانده كل سپاه حاج عزيز جاي اورا گرفت.اگرچه تغيير درفرماندهي سپاه خيلي غير منتظره بود ولي بايد به آقا از انتخاب آقا عزيز تبريك گفت چراكه يكي از فرماندهان قدر جنگ جايگزين فرمانده قدر ديگر شد.
واما پيام آقا به حاج عزيز:
بسماللهالرحمنالرحيم
سردار سرتيپ پاسدار محمدعلي جعفري
با توجه به تجارب با ارزش و سابقهي درخشان شما در دورانهاي گوناگون و در رده ها و مسووليت هاي متنوع سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، جنابعالي را با اعطاي درجهي سرلشگري به فرماندهي اين سازمان انقلابي و خدمتگذار منصوب ميكنم.
انتظار دارم پيشرفت روز افزون و تحول آميز سپاه در همهي ابعاد آن را در برنامهي مديريت و فرماندهي خويش برجسته سازيد.
لازم مي دانم تقدير و سپاس خود را از خدمات ارزندهي سردار سرلشگر صفوي ابراز نمايم.
توفيقات همهي شما را از خداوند متعال مسالت مي نمايم.
سيدعلي خامنه اي
10 شهريور 1386
من هم مصاحبه اي بمناسبت عمليات كربلاي 5 در مورخه24/9/1382 با ايشان داشتم كه همان ايام (16/10/1382) در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شدكه در زيز متن كامل آن از نظرتان مي گذرد.
سردارمحمدعلي جعفري جعفري :
ما در نبرد نامتقارن، با استفاده از تجربيات 8 سال دفاع مقدس موفقيت دشمن را به صفر مي رسانيم
گفت وگوي اختصاصي با سردار سرتيپ پاسدار محمدعلي جعفري , فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
گفتگو از : حسين زكريائي
اشاره : اگرچه در عمليات كربلاي چهار سرنوشت جنگ روشن نگرديد ولي در عمليات كربلاي پنج اين امر مهم و استراتژيك تحقق يافت و در اين عمليات رزمندگان با درهم شكستن مستحكم ترين خطوط دفاعي دشمن در منطقه شلمچه و انهدام قواي ورزيده عراق و حزب بعث , موقعيت برتر سياسي ـ نظامي ايران را كه با فتح فاو در عمليات والفجر هشت حاصل شده بود , در كربلاي پنج تثبيت كردند و زمينه خاتمه جنگ را از موضع برتري ايران , فراهم نمودند.
در سالگرد اين عمليات پيروزمند و غرور آفرين فرصت را غنيمت شمرده و با سردار سرتيپ پاسدار محمدعلي (عزيز) جعفري , فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در اين عمليات بعنوان فرمانده قرارگاه قدس سپاه نقش كليدي را ايفا نمود گفت وگويي ترتيب داديم كه از نظر شما علاقمندان به تاريخ پرمخاطره دفاع مقدس مي گذرانيم . اميد آنكه در نظر شما مقبول افتد.
در پايان جا دارد كه از روابط عمومي نيروي زميني سپاه به خصوص برادر بزرگوار سرهنگ پاسدار نيك نژاد كه در هماهنگي اين گفت وگو زحمات زيادي را متقبل شدند تشكر و قدرداني نمائيم .

سردار! با تشكر از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد تا در مورد يكي از مهمترين عمليات هاي سپاه در دوران هشت سال دفاع مقدس با عمليات سرنوشت ساز كربلاي پنج با حضرتعالي گفت وگويي داشته باشيم , بعنوان اولين سوال بفرمائيد با درنظر داشتن عدم موفقيت ما در عمليات كربلاي 4 و نرسيدن به اهداف از پيش تعيين شده در اين عمليات , هدف و استراتژي نظام براي اجراي عمليات بزرگ كربلاي پنج چه بود؟
بسم الله الرحمن الرحيم ـ عمليات كربلاي 4 و 5 از يكديگر قابل تفكيك نيستند. اين دو در واقع يك عمليات مي توانند باشند. چون عمليات كربلاي 5 و موفقيت رزمندگان در شكستن دژ مستحكم شلمچه مديون عمليات كربلاي 4 است و اگر عمليات كربلاي 4 نبود , امكان غافلگيري دشمن در عمليات كربلاي 5 وجود نداشت . رزمندگان اسلام در عمليات كربلاي 5 مستحكم ترين دژ دشمن را درهم شكستند و وارد شرق بصره شدند. چون بعد از عمليات خيبر , عملياتهاي گسترده و موفقي از طرف رزمندگان به مرحله اجرا درنيامده بود و لذا صدام شعار مي داد كه من در همه جبهه ها مي توانم جلوي حملات نيروهاي ايراني را بگيرم و آنها ديگر قادر نيستند عملياتهاي بزرگي انجام دهند , علاوه بر آن فاصله عملياتهاي موفق گذشته تا زمان برگزاري عمليات كربلاي 4 و 5 اين فرصت را هم در اختيار دشمن قرار داده بود تا بتواند با استفاده از موانع طبيعي و مصنوعي سد محكمي در مقابل رزمندگان ما ايجاد نموده و حدود خود را غيرقابل نفوذ نمايد. از طرف ديگر ما نيز بايد عمليات موفق و پيروزي را در سال 65 انجام دهيم , در چنين شرايطي عمليات كربلاي 5 انجام شد .
چون خطوط دشمن تا حدي غيرقابل نفوذ بود , اصل غافلگيري در اين عمليات براي ما مهم مي نمود , چون جبهه شلمچه عمود است بر رودخانه اروند فلذا دشمن از دو پهلو ما را زيرنظر داشت . در اينجاست كه نقش عمليات كربلاي 4 در پيروزي كربلاي 5 مشخص مي شود .
از ديد ما عمليات كربلاي 4 و 5 بهم پيوسته هستند , چون ما بعد از عمليات كربلاي 4 نيروهاي خود را عقب نكشيديم بلكه تاكتيك ما اين شد كه چون عمليات كربلاي 4 لو رفت و دشمن احساس مي كرد توانسته است ما را پس بزند. لذا پس از مدتي كه نيروهايش در آن منطقه درگير بودند آنها را به مرخصي فرستاد و بقيه نيروهايش را نيز عقب كشيد و ما هم به ظاهر نشان داديم كه داريم عقب نشيني مي كنيم و اينجا دشمن غافل شد و ما توانستيم از اين غفلت دشمن استفاده كرده و خط محكم شلمچه را بشكنيم و وارد عمليات شويم .
عمليات كربلاي 4 و 5 هم از لحاظ اجرا در يك منطقه بودند وهم به فاصله حدود 2 هفته از همديگر انجام شدند . استراتژي نظام هم با توجه به اينكه 5 ـ6 سال از جنگ گذشته بود و دشمن در سال 65 در اوج قدرت نظامي خود بود و هم از لحاظ پشتيباني و حمايت تسليحاتي حاميانش نيز در اوج بود و هم از لحاظ سلاحهاي شيميايي و گازهاي مختلف كه در جبهه هاي مورد استفاده قرار مي داد مخصوصا بمبارانهايي را كه به وسيله گازهاي سيانور انجام مي داد كه بر اثر آن نيروها در جا به شهادت مي رسيدند. در بعد هوايي هم دشمن هواپيماهاي دوربرد ميراژ و ميك 29 را در اختيار داشت كه بوسيله آنها مي توانست مراكز صنعتي و اقتصادي ما را مورد حمله قرار دهد و يا بوسيله موشكهاي دوربرد جنگ شهرها را به راه انداخته بود و اين اثرات شديد رواني را بر روي مردم ما گذاشته بود و سياستش اين بود كه با توجه به اينكه در جبهه ها نمي تواند در مقابل رزمندگان ما بايستد بيايد شهرها را بوسيله بمباران و موشكها مورد حمله قرار بدهد و فكر مي كرد مردم مي آيند و به مسئولان فشار مي آورند كه جنگ بايد تمام شود ضمن اينكه در چنين شرايطي بعضي از مسئولان هم معتقد بودند منابع اقتصادي كشور پاسخگوي ادامه جنگ نيست , در اين وضعيت ما نياز داشتيم يك عمليات موفقي را به انجام برسانيم تا بدين وسيله پيروز از جنگ بيرون برويم ضمن اينكه عمليات در شرق بصره بسيار تعيين كننده بود. در همين شرايط وقتي كه مي ديديم اگر خط شلمچه را بشكنيم و وارد شلمچه بشويم دشمن ديگر حرفي براي گفتن ندارد. دشمن چند سال بود كه شعار مي داد ايرانيها قادر نيستند خطوط مرا بشكنند و ما با اين عمليات حربه را از صدام گرفتيم البته ما مي دانستيم با توجه به استحكام خطوط پدافندي دشمن و محدوديت منطقه عملياتي خسارات زيادي را متحمل خواهيم شد و در چنين شرايطي عمليات كربلاي 5 انجام شد و سرانجام منجر به صدور قطعنامه 598 گرديد .
ادامه مطلب |