|
سيصدو پنجاه هزارساعت
گفت وگو با امير سرتيپ خلبان كيومرث احدي فرمانده هوانيروز جمهموري اسلامي ايران
گفت و گو : حسين زكريائي عزيزي
اشاره : حماسه رزم و ايثار هوانيروز در دوران 8 سال دفاع مقدس و قبل از آن در غائله هايي كه ضد انقلاب براي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي به وجود آورده آنقدر درخشان است كه قلم در نگارش آن عاجز و زبان در بيان قاصر است .
در بيست و هفتمين سال آغاز جنگ تحميلي براي شناخت بيشتر شما خوانندگان گرامي با هوانيروز و فعاليت هاي چشم گير خلبانان اين نيرو با امير سرتيپ دوم خلبان احدي فرمانده هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي گفت و گويي نموديم كه از نظر شما مي گذرانيم .

از آنجائيكه اطلاعات بنده درموارد سوابق شخصي شما اندك است تشكر مي كنم اگر مقداري در مورد خودتان و چگونگي ورودتان به هوانيروز و مسئوليت هايي كه داشتيد صحبت بفرمائيد.
بسم الله الرحمن الرحيم . بنده درسال 1356 وارد ارتش شدم و الان حدود 26 سال است كه در هوانيروز خدمت مي كنم و مسئوليت هايي كه داشتم از همان ابتدا به صورت سلسله مراتب از فرمانده دسته گروهان گردان رئيس ستاد و فرمانده پايگاه بود. الان هم درستاد هوانيروز در خدمت اين نيرو هستم .
در دوران دفاع مقدس حضورتان در ميادين هوايي به چه صورت بود وعموما چه ماموريت هايي را انجام مي داديد
كلا در هشت سال دفاع مقدس حضور داشتم و ماموريت هايي هم كه انجام مي دادم بستگي به پايگاه محل خدمتم داشت و هر ماموريتي كه به آن پايگاه محول و واگذار مي شد انجام مي دادم .
آيا در زمان جنگ فرماندهي پايگاهي از هوانيروز را به عهده داشتيد؟
خير . من از سال 1379 فرماندهي پايگاه را به عهده گرفتم .
پس در زمان جنگ بيشتر پرواز مي كرديد؟
بله . از آنجائيكه در زمان جنگ درجه ام پائين بود. بيشتر پرواز مي كردم . درزمان جنگ رئيس بازرسي پايگاه محل خدمتم بودم افسر آموزش گردان و فرمانده گروهان قرارگاه نيز بودم .
پرواز هم داشتيد؟
بله ! در كنار اين مسئوليت ها پرواز هم مي كردم .

در فاصله بين پيروزي انقلاب تا شهريور سال 1359 هوانيروز نقش بسزايي را درسركوب كردن غائله هاي ضدانقلاب در مناطق مختلف كشور بخصوص منطقه غرب و شمال داشته است كه متاسفانه آن طور كه بايد و شايد به آن پرداخته نشده نظرتان را بصورت تحليلي براي ما بفرمائيد و اگر خودتان نيز پروازهاي خاصي در اين مدت داشتيد خاطره اش را برايمان بازگو نمائيد.
با پيروزي انقلاب در سال 1357 يك وضعيت خاصي دركل جامعه ما چه در ارتش چه درساير ادارات و چه درساير مجموعه سيستم حكومتي حاكم شد و يك دگرگوني ايجاد گرديد كه اين دگرگوني باعث شد تا يك وضعيت جديدي در همه جا حاكم شود تعداد زيادي از مستشاران كه در ارتش بودند از كشور گريختند آن مقاماتي كه مسئول بودند و درجه بالا داشتند به نوعي بازنشست شدند و يگان در اختيار افراد جوانتر قرار گرفت . اين يك بحث بود.
يك بحث هم اينكه استكبار با توجه به شرايط پيش آمده در صدد اين بود كه هر چه سريعتر و هر چه زودتر اين وضعيت حاكم را خاتمه بدهد چرا كه يك ديكتاتوري كه در آن زمان حاكم اين كشور بوده و به عنوان مهره اصلي آمريكا در منطقه و مجموعه خاورميانه عرض اندام مي كرده تمام امكانات تجهيزات تسليحات و مقدورات اين كشور را در اختيار آنها قرار داده بود بويژه نفت كه يكي ازبزرگترين و مهمترين ذخائر كشور ما محسوب مي شود را در اختيار آنها قرار داده بود. آب راه خليج فارس و تنگه هرمز كه وضعيت خاص خودش راداشته در اختيارشان بود با اين وضعيت همه و همه به نوعي دست خوش تغييرات شده بود و از طرفي هم سيستم كنترلي كه مخصوصا در شمال كشور ايجاد كرده بودند كه بتوانند شوروي سابق را كنترل كنند همه اينها تبديل به آشفته بازاري براي استكبار شده بود و اينها نمي خواستند اين وضعيت ادامه پيدا كند. لذا با گذشت يك ماه و نيم از انقلاب آن غائله كردستان گنبد و... را راه انداختند.
در غائله كردستان وضعيت طوري بود كه نه دوست مشخص بود و نه دشمن . اينها رفته بودند در قالب لباس مردم كردستان اغتشاش كرده بودند و با مردم قاطي شده بودند و تشخيص را مشكل نمودند. روي اين حساب با يك وضعيت بسيار بغرنجي كشور روبرو شده بود. نيروهاي نظامي آن انسجام اوليه را از دست داده بودند. هيئت دولت وقت و حضرت امام بعنوان رهبري انقلاب تازه توانسته بودند نفرات لايق را سازماندهي كنند و اين نفرات در آن زمان تجربه امروز را نداشتند و يك دخالت هايي در سيستم حكومتي مي شد كه باعث شد يك مقدار كار سخت شود. بر همين اساس تصميم گيري هاي سخت بود وهمچنين جابجايي نفرات تجهيزات و نيروها با يك مشكلات خاصي مواجه مي شد. بويژه منطقه كردستان كه منطقه صعب العبوري است و آن اوايل خسارات زيادي به نيروهاي نظامي ما وارد شد. چرا كه براي گرفتن هر ارتفاع هر روستا و هر جاده درمنطقه كردستان دهها شهيد داديم تا توانستيم اين مناطق را از دست اين افراد بيرون بكشيم و حاكميت جمهوري اسلامي را در مناطق غرب و شمال غرب ايران به اثبات برسانيم .
بر همين اساس نياز بود يگانهاي زميني به گونه اي پشتيباني شوند در مناطق صعب العبور با بستن يك جاده كه درارتفاعات است قطعا رابطه بين دو طرف اين ارتفاع قطع مي شود و تعدادي از روستاها در آن وسط گرفتار مي شوند نيروهايي هم كه مي روند نياز به تداركات دارند و اين تداركات جز از راه هوا امكان ندارد. اگر هم از راه زمين امكان پذير باشد يا منهدم مي شود و يا خسارت مي بيند و يا به هر حال با هزينه بسيار سنگيني به نتيجه مي رسد لذا هوانيروز تنها يگاني بود كه در آن زمان و درآن شرايط به عنوان يك يگان واكنش سريع در پشتيباني از نيروهاي رزمنده به ويژه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و نيروهاي مردمي وارد عمل شد و پشتيباني عمليات هايي كه انجام مي شد را به عهده گرفت .
به نوعي ما در اين دوره هم پشتيبان ژاندارمري بوديم هم پشتيبان سپاه بوديم وهم پشتيبان نيروي زميني ارتش در منطقه كردستان به ويژه در شرايط بد آب و هوا مثل زمستان كه بسيار شرايط سختي در آن منطقه ايجاد مي شود. وجود ارتفاعات و بارش سنگين برف و مسدود شدن راه ها يكي از كارهاي عمده هوانيروز همين تداركات بود.
ادامه مطلب |