تبليغاتX
راست قامتان
     
  . .
به سوي وحدت وآرامش

به سوي وحدت وآرامش

پاسخ به يادداشت بابلسر،فريدونكنار-تنش ياآرامش

مدخل كلام:

اي كاش از شهدا براي دست يابي به منافع شخصي مان پله نمي ساختيم .چه دوران سخت وغيرقابل تحملي شده است.كاش اين برادر بزرگواري كه يادداشت (بابلسر،فريدونكنار-تنش ياآرامش)راقلمي نموده است به جاي اينكه در وبلاگي كه منسوب ومتبرك به نام شهداست از مطالب تنش زا بگويد وبنويسد،كمي در مورد شهدا تحقيق مي كرد واز خصوصيات ويژه ومنحصر به فردشهدايي چون حميدرضا وعليرضا نوبخت،عيسي ذوالفقاري،كاظم عليزاده،حاج ميرهادي خوشنويس(دانشجوي ممتاز ومتصف به اخلاق دانشگاه فردوسي مشهد)و...براي نسل امروز شهر وديارش بابلسر حرف به ميان مي آورد.

   البته شايد نگارنده محترم كه خودرا خادم شهدا معرفي مي كند ،از خصوصيات اين عزيزان چيزي نمي داند يا اگر مي دانست در اين بازيهاي سياسي روز به فراموشي سپرده است،چرا كه همه آنهايي كه نامشان در بالا ذكر شد كساني بودند كه بدون هيچ اختلاف وكلام ورفتار تنش زا وحرف هاي بيهودة كوچه بازاري در كنار فرماندهان ورزمندگان بابلسري وفريدونكناري،بهنميري وكله بستي در گردانهاوتيپ هاي مشترك برخصم دون يورش مي بردند وپيكرهاي پاكشان نيز ازيك مكان به سوي بهشت شهيدان تشيييع مي شد.

  وامروز جاي بسي تاسف است اگر بخواهيم ميراث گرانبهاي آن فرزندان بي ادعاي خميني كبير را كه جز وحدت وآرامش چيز ديگري نيست در بازيهاي سياسي به باد فنا بسپاريم.قابل توجه اينكه اين حقير سالهاست در مورد شهداي استان مازندران تحقيق نموده ومقالات وكتابهاي مختلفي را در مورد شهداي استان به ويژه شهداي بابلسر به رشته تحرير درآورده ام كه در روزنامه هاي كثيرالانتشار كشور همچون جمهوري اسلامي،كيهان،جوان،اعتماد،ايران،جام جم و....منتشر گرديده وكتبي چون رفيق صميمي(زندگي نامه وخاطرات سردارشهيد عيسي ذوالفقاري) ،ريشه در بهشت (خاطرات مستندشهداي بابلسر وفريدونكنار) ،مردان تنهايي من (خاطرات داستاني فرماندهان لشكر 25 كربلا)و10 كتاب ديگراز اينجانب به زينت طبع آراسته  وبه بازار نشر عرضه گرديده است.

   اندكي تأمل،تفكر وتعمق در نوشتارووبلاگ اين برادر بزرگوار همه چيز را روشن مي كند كه هدف تنش است نه چيزي ديگر .كه اشاره به چند نكته خالي از لطف نيست.

 

1-در وبلاگ اين بزرگوار كه حدود5 ماه استراه اندازي شده در ليست پيوندها سايت آقاي دكتر احمدي نژاد بالاتر از سايت دفتر رهبر معظم انقلاب معرفي ولينك شده است كه جاي بسي تأمل است!!!!!

2-نگارنده محترم يادداشت در چند مرحله حرف خود را نقض مي كند ،بعنوان مثال در پارگراف چهارم در خصوص اعلام بخش فريدونكنار بعنوان شهرستان وتأسيس فرمانداري ،از اين امر بعنوان اقدامي شايسته در كاهش تنش ها ياد مي كند ولي سريعاً در دوسطر ديگر باچرخشي 180 درجه،كلامش را نقض كرده وازآن بعنوان كاري غير كارشناسانه وهمراه با تنش نام مي برد!!!!

3-بايد به اين دوست محترم دولت نهم عرض كرد كه دوستي ايشان كاملا يك دوستي خاله خرسه است وبه نوعي توهين علني به هيئت محترم دولت وشخص دكتر احمدي نژاد ،چرا كه دولت هيچگاه بدون كار كارشناسانه طرحي رادر سالن هيئت دولت مطرح نمي كند،به احتمال قريب به يقين اين دوست بزرگوار مااز دانش سياسيبرخوردارنيست  واز چگونگي  راهيابي طرح به هيئت دولت بي خبر است، يا منطقي تر اين است بگوئيم ايشان نسبت به كارشناسان محترم وزارت كشور واعضاي محترم هيئت دولت در زمينه آيتم هاي تقسيمات كشوري آاگاهي بيشتري دارد ويا اصلاًيادش رفته است كه در ابتداي سطور نوشتارش با الفاظ پرتمطراق از دولت نهم تعريف وتمجيد كرده است!!!!

4-نكته ديگري كه در اين يادداشت از آن به نگراني يادمي شودالحاق شهرك هاي خزرشهر ودرياكنار به فريدونكنار است كه اين مسئله سالبه به انتفاع موضوع است،چرا كه شهرك درياكنار برابر مصوبه 15/4/1368مجلس شوراي اسلامي و تصويب‌نامه شماره49416 مورخ 24/5/1368 هيأت وزيران جزء دهسـتان باريكرود بخـش فريدونـكنار ميباشد و شهرداري بابلسر در سال 1375  در اقدامي غيرقانوني وتحريك آميزبدون در نظر گرفتن مصوبه هيأت وزيران از حوزه بخش مركزي خود فراتر رفته و شهرك درياكنار كه در بخش فريدونكنار قرار داردرا در حريم شهر بابلسر قرار داده است كه به حمدالله با پيگيري مسئولين امر ورأي شماره 58هيأت عمومي ديوان عدالت اداري به شماره هـ/81/34          مورخه ۱۳۸۵/۲/۱۹  اين موضوع هم حل گرديد ولي اين بزرگوار با طرح اين موضوع ظاهراً به دنبال همان تنشي مي گرددكه از آن درتيترمطلبش ياد كرده است،كه بدون ترديد مردم فهيم بابلسر زيرك تر از آن هستندكه با اين مباحث پوچ وبي اساس تحريك شوند.

5-نگراني اهالي روستاهاي سادات محله ،رودبست واوجاكسر كه نگارنده فاصله 5 كيلومتري بين اين روستاها وفريدونكنار را عامل تنش وسلب رفاه آنان مي داند موضوعي كاملا غيرواقع وكذب است چرا كه اهالي روستاهاي فوق الذكر از قديم الايام براي فراهم نمودن مايحتاج زندگي روزمره به فريدونكنار مراجعه        مي كردند.از طرفي فاصله 5 كيلومتري با مركز شهرستان امري طبيعي است بعنوان مثال سرخرود كه حدود چند سالي است جزء شهرستان محمودآباد شده است بيش از 20 كيلومتر  با محمودآباد فاصله دارد در حالي كه بافريدونكناركمتر از 20 متر آن  هم بوسيله پل حسين آباد، اما در تقسيمات كشوري وتبديل بخش محمودآباد به شهرستان جزءمحمودآباد شده است ، يا بهنمير كه جزءبخش بابلسر است نيز بيش از 10 كيلومتر با مركز شهرستان فاصله دارد .لذا نگراني نويسنده محترم كاملا بي مورد وبي اساس است .   

 6-به نظر مي رسد براي مخاطبين محترم همه چيز مشخص گرديده است ومطول نمودن اين سطور از حوصله نوشتارخارج مي گردد.

  در پايان بيان اين نكته خالي از لطف نيست كه مردم ولايتمدارشهر ساحلي فريدونكنار كه رهبر معظم انقلاب ؛حضرت آيت الله خامنه اي از آن به خطه مبارك ياد نموده اند اعتقاد راسخ دارند كه نه تنها ارتقاءفريدونكنار به شهرستان سبب تنش نمي شود بلكه تحقق اين امر آرامشي كه سالها مردم متدين وغيرتمند اين دوشهر در انتظار آن به سر مي برند را دركنار وحدتي شيرين به ارمغان خواهد آورد.

ختم كلام:

  به عنوان يك برادر كوچكتر از نويسنده محترم ومدير وبلاگ ياسها (www.ya3ha.blogfa.com) تقاضا مي نمايم يا نام وبلاگش را تغيير دهد ويا از مطالب سياسي در وبلاگ شهدا استفاده ننمايد.پسنديده آن است كه براي بيان مسائل روزمره ،وبلاگ ديگري ايجاد نموده وازآن براي مطالب سياسي استفاده كند. 

والعاقبة للمتقين

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386 ساعت 14:48  توسط حسین زکریائی عزیزی  |