تبليغاتX
راست قامتان
     
  . .
بازدید از مناطق جنگی و باستانی

مسوول روابط عمومی ستاد گردشگری جنگ خبر داد:

بازدید از مناطق جنگی و باستانی ایران با تعامل تورهای گردشگری

 

تهران – حیات

  مسوول روابط عمومی ستاد گردشگری جنگ گفت : ستاد گردشگری جنگ مصمم است تا با ارایه برنامه از آژانس ها برای انجام سفرهای جنگی و بازدید از مناطق باستانی کشور به صورت همزمان دعوت کرده که در این راستا مردم ضمن بازدید از نقاط جنگی بتوانند از مناطق باستانی و تاریخی کشور نیز بازدید کنند.

  حسین زکریایی در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی حیات ضمن بیان این مطلب گفت: درحال حاضر مقدمات برگزاری یک همایش در دی ماه امسال نیز درحال فراهم شدن است به طوری که از تمام آژانس ها و تورهای مسافرتی و گردشگری برای حضور در آن دعوت به عمل آمده است.

  وی با اشاره به اهداف برگزاری این همایش، خاطرنشان کرد: هم اکنون بازدید از مناطق جنگی و عملیاتی که در قالب راهیان نور برگزار می شود، مختص فصل خاصی است و از همین رو ستاد گردشگری جنگ قصد دارد تا با ایجاد هماهنگی با آژانس ها و تورهای مسافرتی شرایط را برای بازدید تمامی عموم از این مناطق و در همه فصول فراهم کند.

  زکریایی با تاکید بر بازدید از مناطق عملیاتی و باستانی به صورت همزمان، تصریح کرد: در واقع این ستاد مصمم است تا با ارایه برنامه از آژانس ها برای انجام سفرهای جنگی و بازدید از مناطق باستانی کشور به صورت همزمان دعوت کرده که در این راستا مردم ضمن بازدید از نقاط جنگی بتوانند از مناطق باستانی و تاریخی کشور نیز بازدید کنند.

  وی تصریح کرد: به بیان دیگر از تمامی آژانس ها دعوت شده تا برای تبادل اطلاعات و ارایه راهکار در این همایش حضور به هم رسانده ضمن آن که ستاد گردشگری جنگ از آژانس هایی که بسته های نرم افزاری اطلاع رسانی این گونه تورها را فراهم کنند، حمایت می کند.

  مسوول روابط عمومی ستاد گردشگری جنگ، افزود: این درحالی است که پس از برگزاری همایش برای آژانس ها و تورهای مسافرتی کلاس های مختلف آموزشی درخصوص اعزام مردم علاقه مند به این مناطق برگزار می شود، گفت: در حال حاضر 5 استان خوزستان، کردستان، آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه جزو استان هایی هستند که برای بازدید از مناطق جنگی و باستانی آن ها برنامه ریزی صورت گرفته است.

  وی افزود: از سوی دیگر جلسه های مختلفی نیز با موزه دفاع مقدس در این زمینه برگزار شده است.

لینک خبربرروی خبرگزاری حیات 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386 ساعت 16:2  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
راهکارهای ثبت دفاع مقدس
راهکارهاي ثبت دفاع‌مقدس به عنوان ميراث معنوي بررسي شد؛
تا ماه آينده دو شاخصه فرهنگي دفاع مقدس به ثبت مي‌رسد

سرويس: فرهنگ و حماسه
1386/09/28
12-19-2007
14:15:41
8609-16948: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و حماسه

در جلسه مشترك ستاد گردشگري جنگ و معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي،گردشگري و صنايع دستي،راهكارهاي مربوط به ثبت دفاع‌مقدس به عنوان ميراث ناملموس(معنوي) بررسي شد.

به گزارش ايسنا از روابط عمومي ستاد گردشگري جنگ، در اين جلسه كه امروز 28 آذرماه در دفتر معاونت ميراث فرهنگي تشكيل شد عليرضا مقيمي، دبير ستاد گردشگري جنگ كلياتي از روند فعاليت‌هاي اين ستاد از آغاز تشكيل تاكنون را ارائه كرد.

وي ضمن تشريح فعاليت‌هاي اين ستاد براي ثبت دفاع‌مقدس در سطح ملي و يونسكو افزود: اين ستاد براي مستندسازي پرونده‌هاي مربوط به شاخصه‌هاي فرهنگي دفاع مقدس،آمادگي كامل دارد، البته ثبت مناطق عملياتي و يادمان‌هاي دفاع مقدس هم جزو برنامه‌هاي ستاد است.

مقيمي همچنين يادآور شد: دفاع‌مقدس متعلق به تمام آحاد جامعه است و پيشرفت‌هاي ما مديون دفاع مقدس است چون آن عرصه بود كه كشورمان را در جهان سربلند كرده است.

وي با تأكيد بر اهميت نهادينه كردن فرهنگ دفاع‌مقدس و اظهار تأسف از برخي بي‌توجهي‌هاي صورت گرفته در گذشته در اين حوزه گفت: دولت نهم در جهت توجه جدي به اين حوزه اقداماتي انجام داد تا فرهنگ ايثار و شهادت را در تمام دستگاه‌ها و نهادها ساري و جاري كند و تشكيل ستاد گردشگري جنگ توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي نيز در اين راستا بود.

مقيمي يادآور شد: ما در ستاد گردشگري جنگ تمام توانمان را بسيج كرده‌ايم تا هرچه سريع‌تر ثبت دفاع مقدس به عنوان ميراث معنوي را به ثمر برسانيم.

وي به تقويت كاروان‌هاي راهيان نور به عنوان يكي ديگر از اولويت‌هاي ستاد اشاره كرد و افزود:

سعي داريم راهيان نور را از حالت فصلي، مقطعي و براي افراد خاص خارج كنيم و در اين زمينه آژانس‌هايي ويژه براي اعزام علاقه‌مندان به بازديد از مناطق عملياتي طراحي شده‌ است.

دكتر دولت‌آبادي، معاون ميراث فرهنگي نيز آمادگي اين معاونت را براي ثبت دفاع مقدس در سطح ملي و يونسكو اعلام و راهكارهاي مربوط به تحقق اين كار را ارائه كرد.

وي در عين حال اظهار كرد: ما هنوز در مورد حفاظت از ميراث معنوي راهكارهايي نداريم و براي تحقق اين امر بايد كارهاي پژوهشي انجام شود كه دبير ستاد گردشگري جنگ براي همكاري در اين زمينه اعلام آمادگي كرد.

معاون ميراث فرهنگي با اشاره به بعضي از بناهاي ثبت شده درسازمان ميراث فرهنگي گفت:ثبت بناها به اين معنا نيست که اين بناها سبقه طولاني تاريخي دارند بلکه بعضي از اين‌ها به علت حادثه‌اي که در آن رخ داده و يا مربوط به شخصيت خاصي بوده به ثبت رسيده است مانند منزل حضرت امام(ره)در خمين،قم ونجف؛بنابراين ما مي‌توانيم مناطق عملياتي دفاع مقدس را به خاطر وقوع عمليات هاي مهم به ثبت ملي برسانيم.

دکتر دولت‌آبادي در ادامه افزود: درصورتي که ستاد گردشگري جنگ بناهاي تاريخي که در مسير گردشگري جنگ قرار دارد و مورد بازديد کاروانهاي گردشگري دفاع مقدس قرار مي‌گيرد را به ما معرفي كند ما بازسازي و مرمت اين بناها را در اولويت کاري خود قرار مي‌دهيم.

حجت‌الاسلام حسين زكريايي، مسؤول كارگروه ميراث معنوي ستاد گردشگري جنگ نيز در اين جلسه با اشاره به برقراري تعامل مثبت بين اين كارگروه و پژوهشكده مردم شناسي و كارشناسان ميراث فرهنگي گفت: فرم‌هاي مربوط به ثبت دفاع مقدس به عنوان ميراث معنوي را آماده كرده‌ايم و در حال مستندسازي برخي شاخصه‌هاي فرهنگي دفاع مقدس هستيم. همچنين كار ثبت دهلاويه (مشهدشهيدچمران) و منزل شهيد منتظرالقائم براي ثبت آغاز شده است.

در اين جلسه مقرر شد: ستاد گردشگري جنگ با همكاري معاونت ميراث فرهنگي تا ماه آينده دو شاخصه از شاخصه‌هاي فرهنگي دفاع مقدس را در سطح ملي به ثبت برساند.

انتهاي پيام

كد خبر:
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386 ساعت 15:2  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
چرا جنگ

چرا جنگ

یادداشت منتشر شده در روزنامه جمهوری اسلامی

(امروز سه شنبه27/9/1386)

 

 

  شايد كه نه مطمئنا امروز و يا روزهاي پس از امروز جوانان و نوجوانان زيادي اين سوال در ذهنشان نقش بندد كه چرا جنگ و يا چرا ايران تن به يك جنگ هشت ساله داد جنگي كه حدود دويست هزار تن از جوانان رشيد اين مرز و بوم را به سينه خاك راهي كرد و پدران و مادران زيادي را داغدار نمود. جوانان زيادي را سالها گرفتار زندان ها و اردوگاه هاي مخوف بعثي ها نمود و عده زيادي را كه امروز در كنار ما زندگي مي كنند را معلول كرد.

  از آنجائيكه واژه و كلمه جنگ به خودي خود بسيار كريه و زشت است بايد به جوان و نوجواني كه اين سوال در ذهنش نقش مي بندد حق داد و يا به عبارتي با او به گفت و گو نشست و به او ثابت كرد كه آن چيزي كه در ذهن اوست اشتباه است و اين جنگ با جنگ هاي ديگر متفاوت .

  بله ; اين جنگ با جنگ هاي ديگر متفاوت است . چرا كه براي مردان مرد سالهاي اول انقلاب نه تنها جنگ نبود بلكه دفاع بود.

رژيم بعث عراق در 31 شهريور ماه سال 1359 به مرزهاي ايران حمله ور شد و جوانان اين مرز و بوم براي دفاع از مملكت شان راهي جبهه هاي جنگ شدند و سينه شان را سپر آماج گلوله ها كردند. و اين در حالي بود كه در ايران اسلامي تازه انقلاب شده بود و ارتش منظمي در كشور وجود نداشت لذا لازم بود مردم خودشان دست به كار شوند و از مرزهايي كه مورد تهاجم صدام كه كشورهاي قدرتمند و زورگويي چون آمريكا انگليس و.... از آن حمايت مي كردند دفاع كنند. آن هم با دست خالي و امكانات اندك و سلاح هاي از رده خارج .

رژيم بعث عراق در همان روزهاي ابتدايي جنگ موفق شد مناطق زيادي از خاك ايران را از جمله خرمشهر را اشغال نمايد اما به مقصود اصلي شان كه تصرف اهواز و اشغال 3 روزه تهران بود نرسيدند .

  مي توان گفت تا شهريور سال 1360 يعني يك سال پس از تجاوز عراق بر طبل پيروزي مي كوبيد اما ديري نپائيد همه چيز عوض شد و ايران پس از عمليات هاي محدود زيادي كه انجام داد با انجام عمليات ثامن الائمه در پنج مهر ماه 1360 (شكست حصر آبادان ) به جهانيان ثابت كرد كه مي تواند عراق را به عقب برگرداند لذا عمليات هاي مهم ديگري چون طريق القدس (آزادسازي شهر بستان ) در هشتم آذر 1360 فتح المبين 28 اسفند 1360 و عمليات بزرگ بيت المقدس (آزادسازي خرمشهر) به اين ادعاي ايران جامه عمل پوشاند به طوري كه عراق حاضر به آتش بس شد. لذا كشورهاي حامي صدام به ميان آمدند تا ايران را وادار به آتش بس نمايند.

  اين روزها شبهات زيادي فكر و ذهن جوانان ما را به خود مشغول مي نمايد و سوال مي كنند چرا ايران پس از فتح خرمشهر صلح را نپذيرفت در پاسخ اين جوانان بايد گفت : هيچ كشوري به ايران پيشنهاد صلح نداد بلكه پيشنهاد آتش بس داده بودند آن هم به طوري كه عراق نمي خواست آن مقدار از سرزمين ايران كه در اشغالش بود پس بدهد. در حقيقت صدام مي خواست با آتش بس موقت لشگرهاي خود را تجهيز نموده و دوباره به كشور اسلامي مان حمله نمايد كه در اين راستا فرماندهان عالي جنگ از جمله حضرت امام خميني (ره ) اين آتش بس را نپذيرفتند.

  ايران اسلامي پس از آن با عمليات هاي بزرگ و مهمي چون والفجر هشت كربلاي پنج عراق و حاميانش را به زانو درآورد به گونه اي خودشان مجبور به صلح شدند و حاضر گرديدند با در نظر گرفتن منافع جمهوري اسلامي در تاريخ 67 5 29 صلح را بپذيرد.

جوانان دفاع كردند و ثابت نمودند حاضر نيستند يك وجب از خاكشان در اشغال اجنبي ها بماند لذا اين يك دفاع مقدس بود نه جنگ .

زينب خان زاده سوته

 

+ نوشته شده در سه شنبه 27 آذر1386 ساعت 10:33  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
شاخصه های فرهنگی دفاع مقدس
در جلسه مسؤولان ستاد گردشگري جنگ با رييس سازمان حفظ آثار دفاع‌مقدس ارتش عنوان شد:
شاخصه‌هاي فرهنگي دفاع‌مقدس شناسايي مي‌شوند
ساماندهي كنگره‌هاي شهداي ارتش

سرويس: فرهنگ و حماسه
1386/09/26
12-17-2007
11:51:15
8609-15188: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و حماسه

رييس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع‌مقدس ارتش گفت:آمادگي كامل هرگونه همكاري با مجموعه ستاد گردشگري جنگ و تعامل بيشتر در حفظ ارزش‌هاي دفاع مقدس را داريم.

به گزارش ايسنا از روابط عمومي ستاد گردشگري جنگ، امير سرتيپ رستمي، رييس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس ارتش در نخستين جلسه مشترك اين سازمان و مسؤولان ستاد گردشگري جنگ با بيان مطلب فوق افزود: اين سازمان در حوزه راهيان نور هر ساله فعال و پررنگ حضور دارد و به جز استان خوزستان كه در حال حاضر محور اصلي راهيان نور محسوب مي‌شود درصدديم منطقه غرب و شمال غرب را نيز فعال كنيم.

وي ادامه داد: در حوزه كارهاي فرهنگي نيز فعال هستيم و تاكنون كتاب‌هاي زيادي در زمينه تاريخ دفاع مقدس منتشر كرده‌ايم و با توجه به اين كه ارتش جمهوري اسلامي 48 هزار شهيد در طول 8 سال دفاع مقدس تقديم انقلاب و ميهن اسلامي كرده است، در تلاش هستيم جهت معرفي بيشتر اين عزيزان، كنگره‌هاي بزرگداشت ارتش را ساماندهي كنيم همانگونه كه امسال در استان مركزي اين مهم صورت گرفت.

حجت‌الاسلام زكريايي مسؤول روابط عمومي و دبير كارگروه ميراث معنوي ستاد گردشگري جنگ نيز در اين جلسه طي سخناني،اهداف ستاد گردشگري جنگ و برنامه‌هاي پيش روي را تشريح كرد وگفت: تمام توانمان را بسيج كرده‌ايم تا ثبت دفاع‌مقدس در يونسكو را به سرانجام برسانيم؛بنابراين با تشكيل گروه‌هاي پژوهشي در پي آن هستيم تا ابتداي امر شاخصه‌هاي فرهنگي دفاع‌مقدس را شناسايي و پس از مستندسازي پرونده آن را براي ثبت در سطح ملي و يونسكو آماده كنيم.

وي همچنين ثبت مناطق عملياتي دفاع‌مقدس و يادمان‌هاي مربوط به فرماندهان نيروهاي مسلح را جزو برنامه‌هاي اين ستاد برشمرد و افزود: ما در اين زمينه به كمك و همكاري نيروهاي مسلح از جمله ارتش جمهوري اسلامي نياز داريم تا ضمن معرفي مناطق عملياتي دفاع مقدس، ما را در ثبت اين يادمان كمك كنند.

حجت‌الاسلام زكريايي با تأكيد بر اين موضوع كه ستاد گردشگري جنگ قصد دارد با واگذار كردن بحث راهيان نور به آژانس‌هاي مسافرتي اين سفر را از حالت فصلي خارج كند، گفت: ستاد گردشگري جنگ از آغاز تاسيس به دنبال آن است تا بحث راهيان نور را به مناطق غرب و شمال غرب هدايت كند و به همين منظور كارشناسان مربوطه در كارگروه‌هاي گردشگري و ميراث معنوي با سفر به 5 استان جنگي كشور ( خوزستان،كرمانشاه،ايلام،كردستان و آذربايجان‌غربي)،مناطق عملياتي و يادماني دفاع مقدس را شناسايي و هم اكنون پيمانكاران و مهندسان مشاور در حال انجام و طراحي زيرساخت‌هاي آن هستند و اميدواريم به زودي همه مناطق عملياتي پذيراي زائران و مسافران خطه نور باشند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8609-15188

لینک خبر در:خبرگزاری مهر و خبرگزاری ایسنا

+ نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386 ساعت 14:49  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
خدا همه طرف هست

 خدا همه طرف هست

بخشی از کتاب درحال انتشار«گفت وگوی ناتمام»

نوشته :حسین زکریائی عزیزی

توسط نشر شاهد

هوا بوي بهار مي‌داد.بيست روز از عيد گذشته بود. شب بيستم فروردين سال60. ماه وسط آسمان به دلاوران دشت فكه چشم دوخته بود.نفس‌ها درسينه حبس بود. فقط صداي پاي ستون به گوش مي‌رسيدبابچه‌هاي گردان ميثم به يك خط كه گاهي كج و ماوج مي‌شد از معبري كه شب‌هاي گذشته بچه‌هاي اطلاعات عمليات و تخريب در ميدان مين دشمن آماده كرده بودند به سمت نقطه رهايي در حركت بود.به كانالي كه درنقشه هم ديده بودند،رسيدندوداخل شدند.

شب از نيمه گذشته بود. محمدعلي زير لب ذكر مي‌گفت و لحظاتي قبل را در ذهنش مرور مي‌كرد. لحظات وداع با رفقا و دوستان گردان ميثم و لحظه خداحافظي با حاج مختار؛ فرمانده دلير و شجاع گردان.

ـ برادر! اگر كسي بخواهد نماز شب بخواند ولي قبله را نمي‌داند، چه كار بايد بكند؟

نهيب صداي جوانكي 12 ساله بود كه محمدعلي را به خود آورد، سرچرخاندبه عقب. نور ماه چهرة بشاش جوان را روشن‌تر نشان مي‌داد.

بله! او را ديده بود. قبلاً. توي گردان. انديشيد، فكر كرد. فاصله سني زيادي بين خودو او نمي‌يافت. لب جنباند: برادر! خدا همه طرف هست.

گوش تيز كرد. جوانك خوش قد و قامت الله‌اكبر گفت و محمدعلي انديشيد.فكر كرد. به اينكه اين جوانك به چه مي‌انديشد، دوباره سر برگرداند، قطرات زلال و غلطان اشك را ديد و باز انديشيد. فكر كرد.

شمال غرب فكه، آماده رزم ياران شب بود. رزم، رزمندگان پا گرفت.

ياالله، ياالله، ياالله ـ انصرنا علي القوم الكافرين.

يا محمد (ص) ـ يا اميرالمؤمنين (ع) ـ يا فاطمه‌الزهرا (س)

رمز عمليات همه را به خروش آورد. بچه‌هاي گردان ميثم چون گردان‌هاي ديگر بر دشمن تاختند.

محمدعلي به ياد آن جوان افتاد. او را نيافت. دشمن مهلت را از دست نمي‌داد. آتش شديد دشمن زمين فكه را چون گهواره مي‌تكاند. منورهاي پي‌درپي، نور ماه را بي‌رونق كرد. لختي گذشت. محمدعلي احساس درد كرد؛ سينه‌اش سوخت. كتفش بي‌حس شد. اسلحه از دستش رها شد و روي زمين نشست. دو تا از بچه‌ها به سمتش دويدند. محمدعلي نشست، درد فراموشش شد. لحظه‌اي پيش از ذهنش گذشت. حال روحاني آن جوان دوباره در وجودش پديدار شد.

بچه‌ها كمك كردند و او را روي برانكارد گذاشتند. برانكار ديگري عقب او روي دست امدادگران به او نزديك مي‌شد.

سرش را از روي برزنت جدا كرد و بالا آورد. او را ديد؛ هماني را كه از آغاز عمليات فكرش را دزديد. همان جوان؛ همان جواني كه در ستون به دنبال خدا مي‌گشت. برانكار به او نزديك شد.

صورتش روشن‌تر شده بود. محمدعلي دستش را دراز كرد. امّا به او نرسيد. آرام بود. نفسش حبس شده بود. محمدعلي انديشيد. فكر كرد.

او رفته بود. رفته بود به معراج.پروازكردتا اوج. امّا محمدعلي نامش را نفهميد.

چشم‌هاي محمدعلي سنگين شد. ديگر توان نداشت، پلك‌هايش را كنترل كند. ديگر فرصت فكر كردن نداشت.

 

 


احساس درد كرد. تكاني خورد.تمام انرژي‌اش راجمع كرددر پلك‌هايش و آرام آرام چشم‌هايش را گشود. همه چيز غبارآلود به نظر مي‌آمد. وقتي به خود آمد كه پرستاري را در كنارش ديد. داشت سرم را چك مي‌كرد. پتو كشيد روي سرش.

ياد آن جوان دوباره مهمان ذهنش شد. احساس كرد يك هفته از آن شب گذشته است. و او از آن لحظه تا كنون بيهوش بوده. خجل شد. قلبش گرفت. بغض پريد وسط گلويش.

بازياد آن جواد افتاد كه در آن لحظات مرگ و زندگي مي‌خواست نمازشب بخواند.

الله‌اكبرگفت. نماز خواند. قضاي همه آنهايي كه به گمانش در هوش نبود. به اندازه يك هفته نماز قضا خواند.

سلام داد. سه نفر را بالاي سرش حاضر ديد. اولي لبخندي صورتش را گل انداخت. دوّمي دستي به سرش كشيد و سومي گفت: برادر! 24 ساعت بيهوش بودي. اينجا بيمارستان تبريز است. ديشب ازجبهه آوردنت. درد كه نداري؟ انشاءالله خوب مي‌شوي. خيلي زود.

محمدعلي وقتي متوجه شد فقط 24 ساعت بيهوش شد و از شب حادثه فقط يك شب گذشته لبخندي دويد توي صورتش و ديگر درد كتف و سينه را فراموش كرد.

راوي خاطره: برادرجانباز محمدعلي فقيه

بازنویسی:حسین زکریائی عزیزی

 

 

+ نوشته شده در شنبه 24 آذر1386 ساعت 13:20  توسط حسین زکریائی عزیزی  |