|
به دنبال تغيير سرنوشت جنگ بوديم
گفت و گوي اختصاصي با امير سرتيپ دوم محمد خلفي؛
فرمانده مركز آموزش پشتيباني نيروي زميني ارتش
گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي
منتشرشده در روزنامه جمهوری اسلامی مورخ27/2/1388

بخش اول
اشاره : هنوز هستند در بدنه نيروهاي مسلح كه چهره شان انسان را تا روزهاي پايداري و دفاع جانانه مردم مظلوم ايران زمين مي برد و آدم را به ياد كساني مي اندازد كه از خود گذشتند تا ايران سرافراز بماند.
امير سرتيپ دوم محمد خلفي از جمله عزيزاني است كه روزهاي دفاع را درك نمود و امروز بعنوان يك استاد و فرمانده مركز آموزشي مشغول تربيت نيروهايي است كه در حقيقت رهرو مردان دفاع مقدس هستند.
بعنوان آغازين پرسش بفرمائيد چه زماني وارد ارتش شديد ؟
توفيق داشتم كه از آغازين روز جنگ تحميلي يعني 31 شهريور ماه سال 1359 لباس سربازي به تن كنم .
همانطور كه مي دانيد جنگ در شرايطي آغاز گرديد كه ارتش به دليل فرار فرماندهان و التهاباتي كه داشت لطماتي خورده بود و اگر به تاريخ نگاه كنيد مي بينيد غير از ارتش نيروي مسلح منظمي در جمهوري اسلامي وجود نداشت . سپاه هنوز تشكيل نشده بود. يعني جنگ با 12 لشكر و تعدادي تيپ و چند ضد هوايي آغاز شد و بخشي از نيروهاي ارتش به واسطه ماموريت شان مثل لشكر 92 زرهي اهواز لشكر 81 كرمانشاه تنها نيروهايي بودند كه به همراه مردم در مقابل ارتش تا دندان مسلح عراق در نوار مرزي غرب و جنوب ايستادگي نمايند با اين وجود عراق و ارتش بعث بخشي از خاك مقدس كشورمان را تصرف كرد. خرمشهر در آستانه سقوط بود كه عده اي از دانشجويان دانشگاه افسري را به خرمشهر بردند و اين دانشجويان در كنار نيروهاي مردمي حدود 35 روز اول جنگ جانانه دفاع كردند. خب مي دانيد دانشگاه افسري يك يگان دانشجويي و آموزشي است نه يك يگان رزمي ولي در آن مقطع به همه دانشجويان حتي ما كه تازه وارد شده بوديم آماده باش دادند و همه را تجهيز كردند و ابتدا قديمي ها را به خرمشهر اعزام نمودند.
در همين راستا ما در دفاع خرمشهر دانشجو شهيد داديم دانشجوياني كه با لباس دانشجويي به جنگ رفتند و هنوز درجه و سردوشي نگرفته بودند.
به هرحال خرمشهر و بعد از آن چند شهر ديگر مانند مهران به تصرف دشمن درآمد و ارتش باتمام مظلوميت و آن اضطراب دروني كه بر آن حاكم بود وارد دفاع شد. به همين واسطه اعتقاد من اين است كه شهداي ارتش مظلومترين شهداي دفاع مقدس هستند.
ادامه مطلب |