تبليغاتX
راست قامتان
     
  . .
چاپ گفت وگوی ناتمام

دفتر دوم گفت وگوی ناتمام

دوازدهمین کتاب

  دوازدهمین کتاب اینجانب به نام گفت وگوی ناتمام «دفتر دوم» یک ماهی است که توسط نشر شاهد در ویترین کتاب فروشی هاقرار گرفت. این کتاب که به سفارش بنیاد شهید قلم فرسایی شده است جلد دوم این مجموعه به حساب می آیدکه سال گذشته منتشر گردید وبه علت استقبال زیاد به چاپ دوم رسید .به همین دلیل سفارش جلد دوم آن را دادند وحقیر دریکسال گذشته ان را تالیف وبه انتشارات بنیاد شهید وامور ایثارگران(نشرشاهد)تحویل دادم .

  این کتاب که شامل خاطران نماز وامربه معروف شهداست در ۱۱۰ صفحه قطع رقعی ودرشمارگان ۳۰۰۰ نسخه منتشر گردید.علاقمندان جهت تهیه این کتاب می توانند به کتابفروش های شاهد وهمچنین کتابفروشی های معتبر در سراسر کشور مراجعه ویا با موسسه فرهنگی هنری شاهد به شماره ۸۸۸۲۹۵۲۳ تماس حاصل نمایند.

  همچنین مجله شاهد جوان در شماره۵۰ اقدام به معرفی این اثر نموده است که لینک آن در زیرموجود می باشد.

معرفی کتاب درمجله شاهد

امید انکه در نظر دوستان مقبول افتد.

+ نوشته شده در جمعه 20 شهریور1388 ساعت 12:53  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
به روز رسانی وبلاگ حاج بصیر

وبلاگ مردی به نام حاج حسین بصیر

با آدرس جدید زیر آبدیت شد

مردی به نام حاج حسین بصیر

اومي گفت:عمليات سعي در صفاي مستي وطواف به دور کعبه عشق است.آری!او آنقدر در شب های عملیات گرد رب وجود طواف نمودتا اینکه فرشتگان به استقبالش آمدند واورا مستانه به دیدار خدایش بردند.

+ نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388 ساعت 18:38  توسط حسین زکریائی عزیزی  | 
 
گفت وگوبا امیر باقری

دفاع مقدس؛ريشه ملت ماست 

گفت وگو با سرتيپ ستاد دکترمحمدحسن باقري

معاون هماهنگ كننده نيروي زميني ارتش

گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي

منتشرشده در روزنامه جمهوری اسلامی -یکشنبه 15/6/88

اشاره : مجالي دست داد كه با يكي ديگر از بازماندگان و يادگاران هشت سال دفاع مقدس گپ و گفتي داشته باشيم . ترديدي نيست كه پاي صحبت اين دوستان نشستن سفر به سالهاي دور عاشقي و ايثار است . اميرسرتيپ ستاد محمدحسن باقري كه در روزهاي آغازين جنگ يك افسر جوان بود امروز بر كرسي معاونت هماهنگ كننده نيروي زميني ارتش تكيه زده است اما هيچ دلبستگي مادي به اين كرسي و پست نظامي در او هويدا نيست و خود را سربازي گوش به فرمان مي داند. خواندن اين گفت وگوي كوتاه خالي از لطف نيست .


اگر اجازه بفرمائيد براي اينكه يادي از شهيد بزرگوار سپهبد علي صياد شيرازي كه عكس ايشان اتاق شما را مزين نموده است از ايشان صحبت كنيم .
كمتر كسي است كه در ارتش باشد و شهيد صياد را تجربه نكرده باشد. به ويژه نسل دفاع مقدس به هر نحوي در گوشه اي از جبهه و يا در سركشي هاي ايشان . من براي اولين بار كه شهيد صياد را ديدم يك تعدادي را آورده بود كه تشويق كند و در آنجا من توفيق داشتم از دست ايشان يك لوح تقدير بگيرم .
پس شروع خوب و زيبايي داشتيد آن هم در جواني و آغاز راه از دست فرمانده تشويق شديد.
بله من خيلي جوان بودم ستوان يك يا سروان بودم . قبل از عمليات قادر منتظر بوديم كه فرمانده گروه بيايد و آخرين توجيهات را انجام دهد . حدودا 30 كيلومتر داخل خاك عراق بوديم كه ديديم يك جمعي اسلحه به دوش مي آيند . شهيد صياد پيشاپيش آنها بود ولي هيچ تفاوتي با آنها نداشت . انگار سالها ايشان را مي شناختم بسيار با طمانينه بود و بسيار خاكي . وقتي شروع به صحبت كرد بيشتر مي خواستم به چهره اش نگاه كنم تا صبحت هايش را بشنوم .
شهيد صياد بر قلب ها فرماندهي مي كرد. عشق عجيبي به خداوند داشت و بسيار ولايت مدار بود. خستگي برايش معنا نداشت و در بدترين شرايط حضورش روح تازه اي در نيروها مي دميد. هم اهل عمل بود و هم عالم به امور نظامي و شايد تكنيك هايي كه شهيد صياد در طول دفاع مقدس و در هدايت عمليات هاي مشترك با سپاه پاسداران و يا جداگانه در آن مقطع كه فرمانده نيروي زميني بودند به كار بردند بي نظير بود و اگر بخواهيم همه آنها را بنويسيم چندين كتاب مي شود و من احساس مي كنم تاكنون حق مطلب در اين زمينه ادا نشده است .
بخشي از موفقيت هاي دوران دفاع مقدس را مي توانيم در واقع بيني اين شهيد ببينيم چرا كه در اين عمليات ها كارهايي انجام شد كه حتي در دانشگاه هاي نظامي هم تدريس نشده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388 ساعت 18:12  توسط حسین زکریائی عزیزی  |