تبليغاتX
راست قامتان - گفت وگو با امیر خلفی
     
  . .
گفت وگو با امیر خلفی

كي وارد دفاع مقدس شديد؟

از همان سال 59 هر ترمي كه به پايان مي رسيد ما 15 روز مرخصي داشتيم كه از اين 15 روز استفاده مي كرديم و با شهيد صياد به جبهه مي رفتيم . البته ايشان ما را جهت بازديد و كارورزي مي برد و معتقد بود اگر ما بعد از سه سال دانشگاه به يك باره وارد جنگ شويم نمي توانيم نقش يك افسر موفق را بازي كنيم چون فاصله بين ما و نيروهاي رزمنده زياد بود لذا اين فاصله سبب مي گرديد ما نتوانيم وظيفه مان را به خوبي انجام دهيم لذا ايشان ما را در اين سه سال دانشجويي كه سه سال اول جنگ هم نيز بود به منطقه مي برد و ما كاملا با عمليات هاي سال هاي اول جنگ مانوس بوديم . يادم مي آيد جنازه هاي عراقي در عمليات فتح المبين روي زمين بود كه رفته بوديم منطقه يعني به محض پيروزي در عمليات هاي مختلف ما در جبهه حاضر مي شديم . به همين دليل در اين سه سال قريب به 6 ماه حضور در جبهه داريم .

پس در اين 6 ماه بيشتر كسب تجربه مي كرديد؟

بله ! شهيد صياد به اين موضوع خيلي حساسيت داشت و نمي گذاشت ما بعنوان رزمنده وارد كار شويم چون احتمال مي داد به راحتي از بين برويم و كشته شويم در حالي كه مي توانيم با آموزش صحيح در آينده يك فرمانده موفق در جنگ باشيم . و ارتش نيز در آينده براي اداره يگانهايش با مشكل روبرو نشود.

اگر اشتباه نكنم شهيد نامجو آن زمان فرمانده دانشگاه افسري بودند...

بله ! شهيد نامجو فرمانده دانشگاه بودند.

شهيد صياد چطور؟

ايشان فرمانده نيروي زميني بودند . البته از سال 60 ايشان اين مسئوليت را پذيرفتند و قبل از آن در دانشگاه افسري بودند .

كي بعنوان يك افسر وارد جنگ و جبهه دفاع شديد؟

مهر ماه سال 1362 رسما با درجه ستوان دومي وارد دفاع مقدس شدم و در لشكر 28 پياده كردستان جاي گرفتم . آن زمان لشكر در منطقه زيد مستقر بود و قرار بود بعد از ماه مبارك رمضان عمليات بزرگ و گسترده اي در آنجا انجام پذيرد كه بي شك سرنوشت جنگ را تغيير مي داد و در واقع هدف ما در اجراي اين عمليات و حمله بصره بود. شناسايي و بسياري از كارهاي مقدماتي عمليات انجام شد و چند روزي بيشتر به اجراي عمليات باقي نمانده بود كه اتفاق عجيبي رخ داد. عراق يك كار مهندسي بزرگي انجام داد و مسير رودخانه دجله را به سمت زيد تغيير داد و كل منطقه عمليات از جلو پاسگاه زيد تا درياچه ماهي در واقع تا پايين هور همه اش رفت زير آب . در حقيقت عمليات لو رفت .

اين عمليات با فرماندهي ارتش انجام مي شد يا سپاه هم سهيم بود؟

اين عمليات مشترك بود در حقيقت يگان هاي ارتش و سپاه در هم ادغام شدند بعنوان مثال يك يگان از لشگر عاشورا با ما ادغام شد و يك يگان از ما در لشكر عاشورا.

يعني آب گرفتگي به گونه اي بود كه حتي نمي شد عمليات آبي خاكي انجام داد؟

به هيچ وجه . چون حالتي بود كه نه آنقدر عميق كه بتوان از شناور استفاده كرد و نه كم عمق كه بتوان پياده در آن رفت و آمد نمود. مي توان گفت واقعا طرح عجيبي بود كه به ذهنشان رسيد. ما هم اصلا باورمان نمي شد. يك روز من مي رفتم براي شناسايي كه آمدم ديدم هواي منطقه عوض شده يعني خنك شده بود. رفتم لب خاكريز تا ببينم چه شده كه ناباورانه ديدم موج به تنه خاكريز مي كوبد. واقعا مبهوت شدم .

پس با اين حساب انجام عمليات به كلي لغو گرديد

بله ! ولي اگر اين عمليات انجام مي شد به جرات مي توانم بگويم سرنوشت جنگ در همان سال 1362 عوض مي شد و بصره سقوط مي كرد.

بعد از چه آن كرديد؟

بعد از لغو عمليات لشكر 28 به منطقه شمال غرب منتقل گرديد . در آنجا چند عمليات پاكسازي انجام شد و پس از آن وارد عمليات قادر شديم عملياتي كه در منطقه شمال غرب در مرز مشترك ايران و تركيه و عراق انجام شد.

عملياتي كه شهيد بزرگوار آبشناسان در آن به شهادت رسيد...

بله ! شهيد آبشناسان خودشان طراح عمليات قادر بودند. اين عمليات بسيار گسترده بود و نفوذ زيادي در خاك عراق داشتيم .

آيا اهداف عمليات محقق شد؟

مرحله اول عمليات موفقيت آميز بود اما با طولاني شدن زمان آن سرما كمي براي ما مشكل ايجاد كرد عجيب بود كه در 21 شهريور ماه حدود 20 سانتيمتر برف نشست .

اين عمليات دو هدف در خود داشت يكي اينكه منظور ما از اين عمليات اين بود كه عراق مجبور گردد نيروهاي خودش را از جنوب به شمال بكشاند كه در واقع فشار از منطقه جنوب برداشته شود تا در آنجا بتوان عمليات نمود كه اين هدف به نتيجه رسيد و لشكرهاي عراق از جنوب به سمت شمال غرب آمدند.

هدف ديگر اين بود كه ما در منطقه شمال غرب راه مواصلاتي مان را كوتاه كنيم و بتوانيم از مسيرهاي طولاني كوهستان بگذريم و به راه نزديكتري دسترسي پيدا كنيم كه دسترسي هم شد ولي به خاطر سرماي زياد مجبور به ترك منطقه شديم .

از شهيد آبشناسان گفتيم اگر خاطره خاصي از ايشان داريد بيان بفرمائيد.

همانطوري كه عرض كردم ايشان طراح اين عمليات بود. او نظامي بود با مغزي متفكر در عمليات هاي نامنظم . انساني وارسته هم از نظر جسمي و هم از نظر معنوي كه در همين عمليات قادر بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388 ساعت 3:22  توسط حسین زکریائی عزیزی  |